یک سال و یک ماه و یک روز...
به نام خدا... جان مادر... بردیا جونم... این روزا خیلی بیشتر یادم می افته که باید خدا رو شکر کنم.... بالندگیت برام شیرینه.... بعضی وقتا یه شیرین کاری هایی میکنی... که بعدش از خودم میپرسم که چرا تو رو دست کم گرفتم... برام شیرینه...شیرینتر از همه ی عسلهای دنیا.... خدایا شکرت به خاطر بالندگی پیاپی بردیا... شکرت به خاطر به هم ریختگی همیشگی خونمون... شکرت به خاطر اثر دست و دهن بردیا روی همه ی میزها و شیشه های خونمون... &...
نویسنده :
مامان نسرین
0:40








